شعری از سعیده شکوری :
دو شاخه رز
بعضی وقتها چند ساله ام؟
امروز
از خواندن کتاب فلسفه
بیزارم
و به یاد آدم هایی که دیده ام
بزرگتر می شوم
دور می زنم
بعد از رمان پروست
که مانتوی سبزآبی ام را
نارنجی به خانه برد
که پدر
بیمار است
وَ مادر
استاد!
بار تولدم را
تنهایی . . .
□
ده سال پیش
تو نبودی
کاجهای زیر پل
مرا
به باد سپرده بودند
دانشکده
زبان ِ الکن ِ من بود
نه
امتحان آخر
راحت نمی شوم
خیس
و
پوست من
که جوان
ترک می خورد
از اینهمه پل
از اینهمه ماشین
که فلسفه دارند
بیزارم
□
اردیبهشت است
بارانی ا م را دوست دارم
برج ثور است
و ماه سرور
که از اینهمه
منطقی نمی شوم
دوست دارم
دوباره اسفند
از انقلاب
تا گیشا
لباس قرمز بپوشم
با یک شاخه رز
قرار ملاقات
پدر
بیمار است .
گفتگوی فاطمه معتمد آریا با آقای سید محمد خاتمی
شعری از آقای سید مهدی نیاکی
میخ و مسواک !
عنوان تاریخی خلیج فارس در قدیمی ترین نقشه رنگی ایران حک شده
غزلی تازه از فواد نصیر
مشکلاتی که شهلا بوجود آورد ( به گزارش ایسنا )
از دیدن این وبلاگ و آرشیوش خوشم آمد
اظهارنظر آقای حاج منصور ارضی ( مداح ) در رابطه با آقای شهردار
این صفحه رو به صورت کاملا اتفاقی پیدا کردم
مقاله ای در بررسی محسن نامجو

