تبليغاتX
شعر تهران پارس

 

 

 

اين يادداشت موضعي در برابر بيانيه اي است كه گروهي از شاعرن شاعران آزاد در مقابل جشنواره ي فجر گرفته اند .

 

 

عليرضا سميعي :

 

 

نا اميدي من از آنجا سرچشمه مي گيرد كه اين براي ما تبديل به نوعي مهارت فني شده است . جنجال هاي بي محتوايي كه در حد ادا اصول باقي مي مانند . سرچشمه شرمساري من ، شارلاتانيسم اديبانه ما است .

مثل دختر كلفت ها غيبت كردن ، به آروغ هاي عاطفي هم گوش دادن - به تازگي  دوباره دچار خنگي پورنوگراف شده ايم -  و با ولع به تملق آثار شخص خود نشستن . اين ليست تمام و كمالي از فعاليت شبانه روزي ما است . جثه نحيف ادبيات معاصر چه خطري براي حكومت ايجاد مي كند ؟ افرادي كه در مقابل دفتر شعر جوان و مشابهاتش نايستاده اند - در حالي كه اين مجامع از فرط پيزوري بودن به آب بيني مگس مي مانند - حال جلوي حكومتي شدن شعر را مي گيرند ! كساني كه از تشكيل يك گروه ده نفري براي مطالعه و حفظ آن براي فقط يك سال ناتوانند ، تصميم به ساختن يك ماشين جنگي گرفته اند ! فعاليت دولتي در چه زمينه اي و در كجاي جهان موفق عمل كرده است كه امروز توقع شكوفا كردن ادبيات را از آن داريم . در خوشبينانه ترين حالت آنها استاد كليشه سازي هستند . حال آنكه با يك نگاه بدبينانه  يك مشت رانت خوار و سكه بازند . اين چه انتظار بي جايي است كه از آن « مردك » داريد ؟ ادبياتي كه وجه رسمي آن ماشين سكه ياب است  و وجه انتقادي آن يك عده بيمار جنسي نق نقو، سيستم مناسبي است براي توليد كثافت .

امضاء جمع كنيد ، به جاي آنكه تبديل به يك تشكل معتبر بشويد، تا قيامت امضاء جمع كنيد. به جاي آنكه به عنوان يك تشكل وكيلي گرفته تا از بودجه بين المللي سازمان هاي جهاني استفاده كنيد ، هفتاد و چند ميليون امضاء جمع كنيد . عوض آنكه گروه هاي مطالعاتي تشكيل دهيد ، چت نماييد .به جاي آنكه خود جشنواره و جايزه بگذاريم بهتر است به كافه برويم ، نيازي به تاسيس مجله ، انتشارات و شركت پخش كتاب و كتابفروشي نداريم ، بنابراين شعار سياسي مي دهيم . اما در لحظه ارايه نظر سياسي مراقب باشيم كه حرف ها شبيه هم باشد ، زيرا اگر يكي از ما مخالف ديگران باشد به او برچسب اطلاعاتي بودن مي زنند . هچ وقت ، دست از آن بر نداريم كه خود را تهديد شده و جدي بنمايانيم . اين گونه كاريكاتورها بهانه هاي خوبي براي درمان افسردگي اند.

موزه لور، به تحريك رشوه امارات نام خليج فارس را به خليج عرب تبديل كرد ، آيا بين ما يك نفر هم فرانسه نمي دانست تا لااقل نامه اي تدوين و ارسال كنيم ؟ زرتشت را تاجيكستاني كردند ، مولوي را عثماني جا زدند ، الواح هخامنشي را به لطف آمريكا اسرائيلي خواهند كرد . لابد به زودي كاشف به عمل خواهد آمد كه ريشه هاي زبان فارسي مربوط به يكي از روستاهاي ترينيداد و توباگو بوده است . اطمينان مي دهم ، ما زبان انگليسي بلد نيستيم و گرنه ، يونيسكو و ساير سازمان هاي بين المللي را به توبره نامه و بيانيه مي بستيم .

كجاست شاملو ، كجاست گلسرخي ، اخوان ، فروغ ، براهني ، رويايي ، كجاست هدايت ، كجاست آل احمد ، گلشيري . به واقع چه چيز باعث شده است امروزه ساده ترين كارها به عهده شاعران باشد . عصبانيت ، پررويي و ساده ترين مخالفت ها . من حرف هاي خود را در كمال نا اميدي زدم . حال ممكن است كار به مناظره اي بي سرانجام ختم شود . چه باك ؟ اما اي كاش لااقل يك بار به عنوان كساني كه در مورد مسئله خاصي كنجكاو هستند گرد هم آمده و رو در رو درباره اين موضوع گفتگو كنيم . شايد به يك تصميم جدي رسيديم . كسي چه مي داند شايد اولين معجزه قرن بيست و يكم در ميان شاعران ما به وقوع پيوست .

 

 

 

+ نوشته شده توسط حامد شكوري در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت 19:0 |